با تشکر از دوست خیالی عزیزم رسالت که معنای این شعر را به من آموخت:
«پشت به اقیانوس
هرگز
دعای باران
بالا نمی رود.»
رو در روی کویر فریاد زدی و باد
صحرا در صحرا
متبرک شد.
امشب به زیارت نواحی فریاد تو امده ام
شاید لبهایم
مقدس شوند:
دستها یا شکسته بود
با بسته
و پایی اگر بود
رو به خستگی می رفت
نعره های رسا
به دیوارهای ممتد می خوردند
و گلوله های تارک فریاد
به تازیانه بغضی نا محدود
حد می خورند!
از نان مگو!
فکر ایمان
دندان را می شکست
و سو هاضمه
از دو سو بیداد می کرد . . .
امشب به زیارت نواحی فریاد تو امده ام
و لبانم سربلند
اعتراف می کنند:
اگر گلوی تو نبود
عقل این حنجره
هرگز
به فریاد بلند
قذ نمی داد
اگر گلوی تو نبود . . .
باید برخیزم
و رو به اقیانوس انتظار
شمایل امروزینت را
از دیوار بوسه بیاویزم
شاید دلم –این دعای قدیمی-
در آستانه نام تو
مستجاب شود.
شاهکار"گنجشک و جبرئیل" سید حسن حسینی
چه قدر غنی و عاشقانه سروده است این شاعر و بهتره بگم این عاشق. مجموعه اشعار حسینی که در عشق به سالار شهیدان سروده شده با نام گنجشک و جبرئیل جمع آوری و ارائه شده است. دارای سبکی سنگین و زبانی خاص. به عنوان مثال تفکر من از این شعر بعد از خوندنم و خوانده شدن همین شعر توسط رسالت(دوست خیالی ام) به شدت متفاوت بود. بحث های امام شناسی/ یقین دانستن بر حقی امام/ رشادت حسین و تعریف مجدد انسانیت (و احیای دوباره معنای آدمی) و در آخر اشاره به اقیانوسی با شمایل امروز حسین و سلاسه ی او و دعای قدیمی و همیشگی مادر بزرگ.....
روحت شاد.